شاخص‌ها

شاخص‌های سهام آمریکا؛ تفاوت S&P 500، نزدک و داوجونز به زبان ساده

S&P 500، نزدک ۱۰۰ و داوجونز سه نگاه متفاوت به بازار سهام آمریکا هستند و به یک خبر یکسان واکنش نمی‌دهند. این راهنما شیوه محاسبه و محرک‌های اصلی هر سه را ساده توضیح می‌دهد.

هلیا نیک فر۱۶ دقیقه مطالعه
شاخص‌های سهام آمریکا؛ تفاوت S&P 500، نزدک و داوجونز به زبان ساده
تصویر آموزشی شاخص‌های سهام آمریکا؛ S&P 500، نزدک و داوجونز

پاسخ کوتاه

شاخص‌های سهام آمریکا سه نگاه متفاوت به یک بازار هستند. S&P ۵۰۰ حدود ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی از همه بخش‌های اقتصاد را بر اساس ارزش بازار وزن می‌دهد و نزدیک به ۸۰ درصد از ارزش بازار سهام قابل معامله آمریکا را پوشش می‌دهد. نزدک ۱۰۰ از ۱۰۰ شرکت بزرگ غیرمالی بورس نزدک ساخته شده و وزن فناوری در آن سنگین است. داوجونز فقط ۳۰ شرکت دارد و برخلاف دو شاخص دیگر، بر اساس قیمت هر سهم وزن می‌گیرد. همین تفاوت ترکیب و روش محاسبه است که باعث می‌شود این سه شاخص به یک خبر واحد، واکنش یکسانی نشان ندهند.

شاخص سهام چیست و چرا شاخص‌های سهام آمریکا مهم‌اند؟

تصور کنید می‌خواهید بدانید وضعیت شرکت‌های بزرگ آمریکایی در مجموع چگونه است. بررسی جداگانه سهام صدها شرکت زمان‌بر است و ممکن است تصویر روشنی از جهت کلی بازار به شما ندهد. شاخص سهام این کار را ساده‌تر می‌کند؛ مجموعه‌ای از شرکت‌ها طبق قواعد مشخص انتخاب می‌شوند و عملکرد آن‌ها در قالب یک معیار واحد نمایش داده می‌شود.

البته شاخص سهام، میانگین ساده عملکرد تمام شرکت‌های یک کشور نیست. هر شاخص روش محاسبه، معیار انتخاب شرکت‌ها و شیوه وزن‌دهی مخصوص خود را دارد. همین تفاوت‌ها باعث می‌شود دو شاخص که هر دو به بازار آمریکا مربوط‌اند، حتی در یک روز معاملاتی مسیر یکسانی نداشته باشند.

شناخت شاخص‌های سهام آمریکا فقط به کار معامله‌گران سهام نمی‌آید. این شاخص‌ها دماسنج اشتهای ریسک در کل بازارهای مالی‌اند و دلار، طلا، بیت‌کوین و ارزهای پرریسک هم اغلب به حرکت آن‌ها واکنش نشان می‌دهند. برای تفسیر این اطلاعات باید شرایط هم‌زمان بازار اوراق قرضه، دلار و سایر دارایی‌ها را نیز در نظر گرفت.

سه شاخصی که بیشتر از بقیه در گزارش‌های اقتصادی و تحلیل‌های روزانه دیده می‌شوند، S&P ۵۰۰، نزدک ۱۰۰ و داوجونز هستند. شناخت تفاوت ساختاری آن‌ها کمک می‌کند هنگام انتشار اخبار، به‌جای توجه صرف به مثبت یا منفی بودن حرکت بازار، دلیل احتمالی آن را بهتر بررسی کنید.

S&P ۵۰۰؛ وزن‌دهی بر اساس ارزش بازار

S&P ۵۰۰ در شکل فعلی‌اش از سال ۱۹۵۷ محاسبه می‌شود و رایج‌ترین معیار برای سنجش بازار سهام آمریکاست. عضویت در آن خودکار نیست: کمیته‌ای در مؤسسه گردآورنده شاخص، شرکت‌ها را بر اساس معیارهایی مثل اندازه، سودآوری، نقدشوندگی و آمریکایی بودن انتخاب می‌کند. اعضا در ۱۱ بخش اقتصادی، از فناوری و سلامت تا انرژی و امور مالی، پخش شده‌اند. چون برخی شرکت‌ها بیش از یک نوع سهم در شاخص دارند، تعداد سهم‌های آن کمی بیشتر از ۵۰۰ است.

ویژگی مهم این شاخص، وزن‌دهی بر اساس ارزش بازار تعدیل‌شده با سهام شناور آزاد است. ارزش بازار از ضرب قیمت هر سهم در تعداد سهام شرکت به دست می‌آید، اما در محاسبه شاخص، میزان سهامی که عملاً برای معامله در بازار در دسترس است نیز اهمیت دارد. در نتیجه، شرکت‌های بزرگ‌تر معمولاً اثر بیشتری بر حرکت شاخص می‌گذارند.

برای درک ساده این موضوع، دو شرکت فرضی را در نظر بگیرید. شرکت اول ارزش بازار بسیار بزرگ‌تری دارد و شرکت دوم کوچک‌تر است. اگر سهام هر دو به یک نسبت رشد کنند، اثر شرکت بزرگ‌تر بر S&P ۵۰۰ معمولاً بیشتر خواهد بود؛ بنابراین، رشد تعداد زیادی از شرکت‌های کوچک‌تر لزوماً نمی‌تواند افت یک شرکت بسیار بزرگ را به‌طور کامل جبران کند.

در سال‌های اخیر، ده شرکت بزرگ شاخص، با نام‌هایی مثل اپل، مایکروسافت و انویدیا، بیش از یک‌سوم وزن کل S&P ۵۰۰ را در اختیار داشته‌اند. یعنی این شاخص با وجود تنوع صنعتی، از تمرکز وزنی در چند شرکت بزرگ مصون نیست. وزن شرکت‌ها البته ثابت نیست و با تغییر ارزش بازار، تعداد سهام قابل معامله و ترکیب شاخص می‌تواند تغییر کند.

از سوی دیگر، اگر نرخ بهره مورد انتظار افزایش یابد یا چشم‌انداز سود شرکت‌های بزرگ تضعیف شود، فشار بر چند شرکت سنگین‌وزن می‌تواند عملکرد کل شاخص را محدود کند. به همین دلیل، کنار تغییر خود شاخص، «پهنای بازار» را هم ببینید؛ یعنی ببینید چند شرکت رشد کرده‌اند، چند شرکت افت داشته‌اند و کدام صنایع بیشترین سهم را در حرکت روزانه داشته‌اند.

نزدک ۱۰۰؛ سنگینی شرکت‌های فناوری

نزدک ۱۰۰ از سال ۱۹۸۵ محاسبه می‌شود و از ۱۰۰ شرکت بزرگ غیرمالی پذیرفته‌شده در بورس نزدک تشکیل شده است؛ بانک‌ها و شرکت‌های مالی عمداً در آن جایی ندارند. فهرست اعضا هر سال در ماه دسامبر بازبینی می‌شود. این شاخص فقط شرکت‌های فناوری را شامل نمی‌شود؛ کسب‌وکارهایی از حوزه‌های خدمات ارتباطی، کالاهای مصرفی، سلامت و صنایع دیگر نیز در ترکیب آن حضور دارند. ولی سهم قابل‌توجه شرکت‌های فناوری و شرکت‌های وابسته به رشد فناوری باعث شده است نزدک ۱۰۰ معمولاً نسبت به تحولات این بخش حساسیت بیشتری داشته باشد.

شیوه وزن‌دهی نزدک ۱۰۰ بر پایه ارزش بازار تعدیل‌شده است، اما قواعد تعدیل وزن باعث می‌شود سهم شرکت‌ها صرفاً بازتاب مستقیم ارزش بازار آن‌ها نباشد. وزن هر شرکت می‌تواند در چارچوب مقررات شاخص تنظیم شود تا تمرکز بیش از اندازه محدود شود. با وجود این تعدیلات، عملکرد چند شرکت بزرگ همچنان می‌تواند اثر قابل‌توجهی بر نتیجه نهایی داشته باشد.

سنگین‌وزن‌های این شاخص، مثل مایکروسافت، اپل، انویدیا و آمازون، درآمدشان به عواملی مانند تقاضای محصولات دیجیتال، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های رایانش ابری، توسعه هوش مصنوعی، هزینه تأمین مالی و انتظارات رشد سود وابسته است. تغییر انتظارات در هرکدام از این حوزه‌ها ممکن است بر بخش بزرگی از شاخص اثر بگذارد.

یکی از دلایل حساسیت نزدک ۱۰۰ به نرخ بهره، نحوه ارزش‌گذاری شرکت‌هایی است که بخش مهمی از ارزش آن‌ها به سودآوری مورد انتظار در سال‌های آینده وابسته است. وقتی نرخ تنزیل افزایش می‌یابد، ارزش فعلی جریان‌های نقدی آینده از نظر محاسباتی کاهش پیدا می‌کند؛ به همین دلیل، برخی سهام رشدی ممکن است واکنش بیشتری به تغییر انتظارات نرخ بهره نشان دهند.

وقتی چند غول فناوری در یک هفته گزارش‌های بهتر از انتظار درباره تقاضای خدمات ابری و هوش مصنوعی منتشر کنند، نزدک ۱۰۰ می‌تواند جلو بیفتد، حتی اگر بقیه بازار حال خوبی نداشته باشد. عکس این هم صادق است: اگر بازار به این نتیجه برسد که هزینه سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید بالا رفته و درآمدش دیرتر می‌رسد، همین شاخص زودتر از بقیه آسیب می‌بیند.

هنگام مقایسه نزدک ۱۰۰ با S&P ۵۰۰، به یاد داشته باشید که اختلاف عملکرد آن‌ها می‌تواند اطلاعاتی درباره رهبری بازار و توزیع رشد میان صنایع ارائه کند. اگر نزدک ۱۰۰ بهتر عمل کند، یکی از توضیح‌های احتمالی می‌تواند قدرت بیشتر سهام فناوری باشد؛ اما برای رسیدن به نتیجه معتبر باید ترکیب شاخص، گزارش‌های سود و شرایط نرخ بهره را نیز بررسی کرد.

داوجونز؛ شاخص قیمت‌محور

داوجونز صنعتی قدیمی‌ترین شاخص در این جمع است؛ نخستین بار در سال ۱۸۹۶ و با ۱۲ شرکت منتشر شد و امروز ۳۰ شرکت بزرگ و باسابقه آمریکایی را در بر می‌گیرد. اعضای آن را هم کمیته‌ای انتخاب می‌کند، نه یک فرمول خودکار. تفاوت اصلی داوجونز با S&P ۵۰۰ و نزدک ۱۰۰ در روش وزن‌دهی است: وزن هر عضو را قیمت اسمی سهم آن تعیین می‌کند، نه ارزش بازار شرکت.

قیمت‌محور بودن یعنی سهامی که قیمت هر سهم آن بالاتر است، معمولاً اثر بیشتری بر تغییرات شاخص دارد؛ حتی اگر ارزش بازار شرکت صادرکننده آن از شرکتی با قیمت سهم پایین‌تر کمتر باشد. محاسبه ساده است: قیمت سهم‌های ۳۰ عضو جمع و بر عددی به نام «مقسوم‌علیه داو» تقسیم می‌شود. چون این مقسوم‌علیه کمتر از یک است، یک دلار تغییر در قیمت هر عضو، شاخص را چند واحد جابه‌جا می‌کند؛ فرقی هم نمی‌کند آن عضو شرکتی کوچک باشد یا بزرگ.

مثال ساده‌ای بزنیم: دو شرکت در داوجونز حضور دارند. قیمت هر سهم شرکت اول بالاتر از شرکت دوم است، اما شرکت دوم ارزش بازار بزرگ‌تری دارد. اگر قیمت سهام هر دو شرکت به یک میزان دلاری تغییر کند، اثر شرکت اول بر شاخص بیشتر خواهد بود؛ زیرا در محاسبه داوجونز، قیمت سهم اهمیت دارد، نه اندازه کل شرکت یا درصد تغییر قیمت به‌تنهایی.

این روش وزن‌دهی پیامد دیگری هم دارد: تجزیه سهام یا تغییر تعداد سهم‌های در گردش می‌تواند قیمت اسمی هر سهم را تغییر دهد، بدون آن‌که ارزش اقتصادی شرکت به همان نسبت دگرگون شود. به همین دلیل، پس از هر تجزیه سهام، مقسوم‌علیه تعدیل می‌شود تا عدد شاخص بی‌دلیل نپرد. در نتیجه، قیمت اسمی هر سهم را نباید معیاری مستقل برای سنجش بزرگی یا اهمیت اقتصادی یک شرکت دانست.

گاهی در یک روز، سهام چند شرکت صنعتی رشد می‌کند، اما چند شرکت بزرگ فناوری عقب می‌مانند. اگر رشد در سهم‌های گران‌قیمت داو باشد، این شاخص مثبت می‌ماند؛ درحالی‌که نزدک ۱۰۰ زیر فشار است. چنین اختلافی الزاماً تناقض نیست، بلکه نتیجه تفاوت ترکیب و شیوه محاسبه شاخص‌هاست.

برای دنبال کردن وضعیت جاری این شاخص، تحلیل داوجونز را ببینید. هنگام بررسی نمودار، بهتر است در کنار جهت کلی شاخص، سهام اثرگذار بر حرکت روزانه و اخبار مرتبط با صنایع مختلف را نیز زیر نظر داشته باشید.

پس داوجونز را باید معیاری شناخته‌شده با روش محاسبه‌ای متفاوت دانست، نه نسخه کوچک‌تر S&P ۵۰۰. اگر هر سه شاخص در یک روز حرکت متفاوتی دارند، نخستین پرسش این نیست که کدام‌یک درست عمل کرده است؛ بلکه باید بررسی کرد کدام شرکت‌ها و صنایع حرکت هر شاخص را شکل داده‌اند و روش وزن‌دهی چه اثری بر نتیجه گذاشته است.

چه چیزی شاخص‌ها را حرکت می‌دهد؟

تغییرات شاخص‌های سهام معمولاً حاصل مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، مالی و شرکتی است. نرخ بهره، گزارش سود شرکت‌ها، داده‌های رشد اقتصادی و انتظارات سرمایه‌گذاران می‌توانند هم‌زمان بر بازار اثر بگذارند. اهمیت هر عامل نیز ثابت نیست؛ گاهی تصمیم بانک مرکزی جهت اصلی بازار را مشخص می‌کند و گاهی گزارش یک شرکت بزرگ توجه سرمایه‌گذاران را به خود جلب می‌کند.

یک قاعده را از همین ابتدا در نظر داشته باشید: سهام آینده را قیمت‌گذاری می‌کند. قیمت امروز یک شاخص، برآیند حدس بازار درباره سود شرکت‌ها در سال‌های آینده و نرخی است که آن سود با آن به امروز تنزیل می‌شود. هر خبری که یکی از این دو را تغییر دهد، شاخص‌ها را تکان می‌دهد؛ خبری که از قبل حدس زده شده، تقریباً اثری ندارد.

نرخ بهره و نرخ تنزیل

نرخ بهره از مهم‌ترین متغیرهایی است که بر ارزش‌گذاری سهام اثر می‌گذارد. وقتی نرخ‌های بهره افزایش پیدا می‌کنند، تأمین مالی ممکن است پرهزینه‌تر شود و سرمایه‌گذاران برای نگهداری دارایی‌های پرریسک بازده بیشتری مطالبه کنند. از طرف دیگر، نرخ‌های بالاتر می‌توانند ارزش فعلی سودهایی را که شرکت‌ها انتظار دارند در آینده به دست آورند، کاهش دهند.

برای فهم این ارتباط، مفهوم نرخ تنزیل را در نظر بگیرید. درآمدی که قرار است چند سال دیگر دریافت شود، از نظر ارزش فعلی با همان مبلغی که امروز در اختیار سرمایه‌گذار قرار دارد برابر نیست. هرچه نرخ تنزیل بالاتر باشد، ارزش فعلی جریان‌های نقدی آینده معمولاً کمتر محاسبه می‌شود؛ موضوعی که به‌ویژه برای شرکت‌هایی با انتظارات رشد بلندمدت اهمیت دارد.

رابطه نرخ بهره و بازار سهام همیشه هم مستقیم نیست. کاهش نرخ بهره ممکن است به ارزش‌گذاری سهام کمک کند، اما اگر این کاهش در واکنش به رکود اقتصادی یا افت شدید تقاضا رخ داده باشد، چشم‌انداز سود شرکت‌ها می‌تواند تضعیف شود. پس باید علت تغییر نرخ بهره و پیامد احتمالی آن بر درآمد شرکت‌ها را هم‌زمان ارزیابی کرد.

معیار عملی برای دنبال کردن نرخ تنزیل، بازده اوراق ده‌ساله خزانه آمریکاست. تغییر بازده اوراق بلندمدت می‌تواند بر نرخ تنزیل مورد استفاده سرمایه‌گذاران اثر بگذارد، حتی اگر نرخ سیاستی بانک مرکزی همان روز تغییر نکرده باشد. برای درک ارتباط این متغیرها با دارایی‌های دیگر، مطلب دلار و طلا و شاخص؛ تحلیل یک داده برای سه بازار می‌تواند دید گسترده‌تری درباره واکنش هم‌زمان بازارها ارائه کند.

فصل گزارش سود

فصل گزارش سود چهار بار در سال تکرار می‌شود و معمولاً حدود دو هفته پس از پایان هر فصل، یعنی از اواسط ژانویه، آوریل، ژوئیه و اکتبر، با گزارش بانک‌های بزرگ شروع می‌شود و چند هفته ادامه دارد. شرکت‌ها معمولاً نتایج را پیش از بازگشایی بازار یا پس از بسته شدن آن منتشر می‌کنند؛ برای همین، واکنش اول اغلب در معاملات پیش و پس از بازار و قراردادهای آتی دیده می‌شود. در فصل انتشار گزارش‌ها، سرمایه‌گذاران فقط به سود تحقق‌یافته توجه نمی‌کنند؛ میزان درآمد، حاشیه سود، جریان نقدی و چشم‌انداز دوره‌های آینده نیز می‌تواند واکنش سهام را شکل دهد. از آنجا که شرکت‌های بزرگ وزن قابل‌توجهی در بعضی شاخص‌ها دارند، گزارش چند شرکت ممکن است بر عملکرد کلی شاخص اثر بگذارد.

گزارش‌هایی کم نیستند که درآمدشان بالاتر از انتظار است، اما هزینه‌های عملیاتی بالا رفته و حاشیه سود کم شده است. واکنش بازار به این گزارش به ارزیابی سرمایه‌گذاران از توازن میان رشد درآمد و افت سودآوری بستگی دارد. در نتیجه، خبر مثبت درباره فروش لزوماً به افزایش قیمت سهام منجر نمی‌شود.

گاهی هم نتیجه مالی شرکت مطلوب است، اما سهام پس از انتشار گزارش افت می‌کند. یکی از توضیح‌های احتمالی این است که بازار پیش‌تر عملکردی بهتر از نتیجه واقعی را در نظر گرفته بود. در چنین شرایطی، گزارش خوب به‌تنهایی برای ایجاد واکنش مثبت کافی نیست؛ زیرا انتظارات قبلی و چشم‌انداز آینده نیز در تصمیم سرمایه‌گذاران نقش دارند.

هنگام بررسی گزارش‌های سود، به تفاوت میان عملکرد گذشته و راهنمایی شرکت برای آینده توجه کنید. رشد درآمد در دوره گذشته ممکن است نتیجه افزایش موقت تقاضا باشد، در حالی که کاهش سفارش‌ها یا افزایش هزینه‌ها چشم‌انداز فصل‌های بعد را تحت تأثیر قرار دهد.

تأثیر گزارش سود بر هر شاخص نیز به وزن شرکت منتشرکننده گزارش بستگی دارد. یک گزارش مهم از شرکتی با وزن بالا می‌تواند اثر بیشتری بر شاخص داشته باشد، در حالی که نتیجه مالی شرکتی کوچک‌تر ممکن است بیشتر در سطح همان سهم یا صنعت منعکس شود. بنابراین، برای توضیح حرکت روزانه شاخص باید هم محتوای گزارش و هم جایگاه شرکت در ساختار شاخص را بررسی کرد.

داده‌های رشد

داده‌های رشد اقتصادی به سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند ارزیابی کنند که فعالیت اقتصادی با چه سرعتی در حال گسترش یا کند شدن است. مهم‌ترین آن‌ها تولید ناخالص داخلی است که برآورد اولیه‌اش حدود یک ماه پس از پایان هر فصل، ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت شرق آمریکا منتشر می‌شود؛ گزارش اشتغال، خرده‌فروشی و شاخص‌های مدیران خرید (PMI) هم در همین دسته‌اند. این اطلاعات هم بر چشم‌انداز درآمد شرکت‌ها اثر می‌گذارند و هم می‌توانند مسیر احتمالی سیاست پولی را تحت تأثیر قرار دهند.

برای مثال، رشد قوی مصرف‌کنندگان ممکن است به افزایش درآمد شرکت‌های خرده‌فروشی، حمل‌ونقل و خدمات منجر شود. در مقابل، اگر مصرف خانوارها کاهش یابد، سرمایه‌گذاران ممکن است درباره رشد فروش و سودآوری این شرکت‌ها محتاط‌تر شوند. با این حال، اثر نهایی داده به شرایط تورم، وضعیت بازار کار و انتظارات قبلی وابسته است.

رابطه میان رشد اقتصادی و سهام همیشه یک‌طرفه نیست. داده‌های قوی می‌توانند چشم‌انداز سود شرکت‌ها را بهتر کنند، اما اگر هم‌زمان احتمال افزایش نرخ بهره را بالا ببرند، فشار ناشی از تغییر انتظارات پولی ممکن است بخشی از این اثر مثبت را خنثی کند. به همین ترتیب، داده‌های ضعیف ممکن است نگرانی درباره درآمد شرکت‌ها را افزایش دهند، اما در شرایطی خاص انتظارات کاهش نرخ بهره را تقویت کنند.

به زمان انتشار داده‌ها و تفاوت آن‌ها با انتظارات نیز توجه کنید. برخی گزارش‌ها اولیه‌اند و بعداً بازبینی می‌شوند؛ یک عدد منفرد همیشه تصویر نهایی از وضعیت اقتصاد ارائه نمی‌کند. بهتر است روند چند دوره، اجزای تشکیل‌دهنده گزارش و واکنش بازارهای دیگر را در کنار هم بخوانید.

خلاصه این بخش در یک زنجیره جا می‌شود: داده اقتصادی درباره امروز اقتصاد چه می‌گوید، انتظار نرخ بهره را چطور تغییر می‌دهد، و این دو با هم سود مورد انتظار شرکت‌ها را بالا می‌برند یا پایین؟ حرکت شاخص‌های سهام آمریکا در روزهای انتشار داده، تقریباً همیشه با همین سه حلقه توضیح داده می‌شود.

ساعات معامله و قراردادهای آتی

جلسه معاملات عادی (نقدی) در بورس نیویورک و نزدک از ساعت ۹:۳۰ صبح تا ۱۶:۰۰ به وقت شرق آمریکا، دوشنبه تا جمعه، برگزار می‌شود. به وقت تهران، این بازه در دوره ساعت تابستانی آمریکا ۱۷:۰۰ تا ۲۳:۳۰ و در بقیه سال ۱۸:۰۰ تا ۰۰:۳۰ بامداد است. ساعت تابستانی آمریکا از دومین یکشنبه مارس شروع می‌شود و در نخستین یکشنبه نوامبر تمام می‌شود.

ایران از سال ۱۴۰۲ ساعت رسمی را جابه‌جا نمی‌کند، پس این اختلاف فقط با تغییر ساعت آمریکا عوض می‌شود. علاوه بر جلسه عادی، معاملات پیش از بازار از ساعت ۴:۰۰ صبح و معاملات پس از بازار تا ساعت ۲۰:۰۰ به وقت شرق آمریکا ادامه دارد، اما حجم در این ساعت‌ها کم است. بورس‌های آمریکا در تعطیلات رسمی آن کشور بسته‌اند و چند روز در سال، مثل روز پس از شکرگزاری، زودتر و ساعت ۱۳:۰۰ تعطیل می‌شوند.

بازار سهام تنها در ساعات عادی بورس مورد توجه معامله‌گران نیست. قراردادهای آتی کوچک (E-mini) این سه شاخص در بورس شیکاگو از یکشنبه ساعت ۱۸:۰۰ تا جمعه ساعت ۱۷:۰۰ به وقت شرق آمریکا تقریباً شبانه‌روزی معامله می‌شوند و هر روز فقط یک ساعت، از ۱۷:۰۰ تا ۱۸:۰۰ به وقت شرق، وقفه دارند؛ یعنی ۰۰:۳۰ تا ۰۱:۳۰ بامداد تهران در دوره ساعت تابستانی و ۰۱:۳۰ تا ۰۲:۳۰ در بقیه سال و به همین دلیل، تغییر انتظارات سرمایه‌گذاران را پیش از بازگشایی عادی سهام منعکس می‌کنند.

قرارداد آتی، توافقی استاندارد برای معامله در آینده بر اساس شرایط تعیین‌شده قرارداد است. سررسید قراردادهای آتی شاخص‌ها فصلی است و در سومین جمعه ماه‌های مارس، ژوئن، سپتامبر و دسامبر قرار دارد. قیمت این قراردادها ممکن است پیش از شروع معاملات عادی تحت تأثیر اخبار اقتصادی، گزارش شرکت‌ها، تحولات بین‌المللی و تغییرات بازده اوراق قرضه قرار بگیرد.

داده‌های مهمی مثل تورم و اشتغال ساعت ۸:۳۰ به وقت شرق آمریکا، یعنی یک ساعت پیش از بازگشایی جلسه عادی، منتشر می‌شوند. اگر نتیجه گزارش با انتظارات بازار تفاوت داشته باشد، قراردادهای آتی شاخص‌ها ممکن است بلافاصله واکنش نشان دهند. با بازشدن بازار نقدی، سرمایه‌گذاران علاوه بر همان داده، سفارش‌های خریدوفروش سهام و اطلاعات تازه شرکت‌ها را نیز وارد قیمت‌ها می‌کنند؛ بنابراین، جهت حرکت بازار نقدی می‌تواند با واکنش اولیه قراردادهای آتی تفاوت داشته باشد.

پس حرکت قراردادهای آتی پیش از بازگشایی، تصویر لحظه‌ای انتظارات است، نه نشانه قطعی جهت شاخص در طول روز. نقدشوندگی، حجم معاملات، فاصله زمانی تا شروع بازار و انتشار اخبار تازه می‌توانند بر این رابطه اثر بگذارند. همچنین قیمت قرارداد آتی الزاماً با مقدار لحظه‌ای شاخص نقدی برابر نیست؛ عواملی مانند زمان باقی‌مانده تا سررسید، هزینه تأمین مالی و انتظارات مربوط به سود نقدی سهام در این اختلاف نقش دارند.

یکی دیگر از نکات مهم، تفاوت میان بررسی شاخص و معامله قرارداد آتی آن است. شاخص معمولاً معیاری محاسباتی برای نمایش عملکرد مجموعه‌ای از سهام است، اما قرارداد آتی ابزار مالی قابل معامله‌ای محسوب می‌شود که می‌تواند با اهرم همراه باشد. اهرم باعث می‌شود تغییر نسبتاً محدود در ارزش قرارداد، اثر بزرگ‌تری بر سرمایه درگیر داشته باشد و در نتیجه، زیان نیز بتواند به‌سرعت افزایش پیدا کند.

اگر قراردادهای آتی پیش از بازگشایی جهش محسوسی دارند، ببینید با کدام خبر هم‌زمان بوده و آیا بازده اوراق و دلار هم همان پیام را داده‌اند. واکنشی که در هر سه بازار تأیید شود، معمولاً پس از بازگشایی هم دوام بیشتری دارد.

جمع‌بندی

تفاوت اصلی S&P ۵۰۰، نزدک ۱۰۰ و داوجونز در ترکیب شرکت‌ها و شیوه محاسبه آن‌هاست. S&P ۵۰۰ تصویری گسترده از شرکت‌های بزرگ آمریکایی ارائه می‌دهد و بر اساس ارزش بازار تعدیل‌شده با سهام شناور وزن می‌گیرد؛ نزدک ۱۰۰ بیشتر تحت تأثیر شرکت‌های بزرگ غیرمالی و به‌ویژه کسب‌وکارهای فناوری قرار دارد؛ داوجونز نیز با وجود تعداد محدود اعضا، به دلیل وزن‌دهی قیمت‌محور رفتار متفاوتی نشان می‌دهد. درک این تفاوت‌ها کمک می‌کند اختلاف عملکرد شاخص‌ها را به‌درستی تفسیر کنید.

برای تحلیل شاخص‌های سهام آمریکا، اول بپرسید کدام شاخص و چرا. روزی که نزدک جلو می‌افتد و داو عقب می‌ماند، داستان معمولاً درباره نرخ بهره و سهام فناوری است؛ روزی که هر سه هم‌جهت حرکت می‌کنند، پای خبری در میان است که کل اقتصاد را لمس کرده است. ساختار هر شاخص را بشناسید، تقویم سود و داده‌ها را دنبال کنید و حرکت قراردادهای آتی را با بازده اوراق تطبیق دهید؛ با همین سه عادت، اختلاف رفتار شاخص‌ها دیگر معما نیست.

پرسش‌های متداول

S&P ۵۰۰ مجموعه گسترده‌تری از شرکت‌های بزرگ آمریکایی را در صنایع مختلف پوشش می‌دهد، در حالی که نزدک ۱۰۰ بیشتر بر شرکت‌های بزرگ غیرمالی و به‌خصوص شرکت‌های فناوری متمرکز است. به همین دلیل، تغییرات نرخ بهره یا اخبار مربوط به فناوری ممکن است اثر متفاوتی بر این دو شاخص داشته باشد.

محتوای این مقاله توصیه سرمایه‌گذاری نیست و معاملات مالی ریسک بالایی دارند.

تصویر آموزشی خواندن یک داده برای دلار و طلا و شاخص
آموزششاخص‌هاطلا

دلار و طلا و شاخص؛ یک داده اقتصادی را برای سه بازار چگونه تحلیل کنیم؟

یک انتشار واحد را سه بار ترجمه نکنید. دلار و طلا و شاخص هر کدام قرارداد خواندن خودشان را دارند و حرکت یکی، جهت دو تای دیگر را تضمین نمی‌کند.

۹ دقیقه
تصویر آموزشی گزارش GDP آمریکا و رشد اقتصادی
اقتصاد کلانفارکسآموزش

گزارش GDP آمریکا چیست؟ راهنمای خواندن رشد اقتصادی و اثر آن بر دلار و طلا

گزارش GDP آمریکا تصویر کامل رشد اقتصاد را می‌دهد، اما بازار بیشتر به اولین نسخه و به اجزای آن واکنش نشان می‌دهد. این راهنما می‌گوید در روز انتشار به کدام بخش‌ها نگاه کنید.

۱۲ دقیقه
تصویر آموزشی تحلیل فاندامنتال پوند دلار و GBP/USD
فارکساقتصاد کلانآموزش

تحلیل فاندامنتال پوند دلار؛ بانک انگلستان، تورم بریتانیا و عوامل مؤثر بر GBP/USD

GBP/USD از دو سو تغذیه می‌شود: بانک انگلستان و داده‌های بریتانیا در یک طرف، فدرال رزرو و آمریکا در طرف دیگر. این راهنما مهم‌ترین محرک‌های پوند را و شیوه دنبال کردنشان را مرور می‌کند.

۱۲ دقیقه
تصویر آموزشی تحلیل فاندامنتال USDJPY (دلار ین)
فارکساقتصاد کلانآموزش

تحلیل فاندامنتال USDJPY (دلار ین)؛ بانک مرکزی ژاپن، بازده اوراق و نقش ین به‌عنوان دارایی امن

USDJPY (دلار ین) بیش از هر جفت‌ارز دیگری به اختلاف بازده اوراق آمریکا و ژاپن حساس است. این راهنما نقش BoJ، Carry Trade (کری ترید)، فضای ریسک و مداخله ارزی را در حرکت این جفت‌ارز توضیح می‌دهد.

۱۳ دقیقه